عکسهای دسته جمعی

عکسهای دسته جمعی را خیلی دوست دارم .هماتها که آخر جشن تولدها و و مراسم خاص همه یکجا جمع می شوند دست گردن هم می اندازند شیطان تر ها روی کله بغل دستیشان شاخ می گذارند .چاقتر ها پشت سر لاغرتر ها پنهان میشوند قد بلندها با آنکه نمی خواهند عقب صف می ایستند و آنها که ایستاده در کادر قرار ندارند می نشینند.آدمهای عکسهای گروهی به هم مهربانترند انگار بین زن و مردشان هم کمتر فاصله هست .من عاشق این عکسهای دسته جمعی هستم مخصوصن وقتی چند سال می گذرد و به یک عکس دسته جمعی نگاه می کنم توی چهره هر کدام از آدمهایش یک داستان شنیدنی می بینم .

20130419_184517

20130419_185931

جمعه، ۳۰ فروردین ۱۳۹۲

دیباچه

دل من میخواهد

نفسی تازه کنم

و تراویدن تنهایی را در پیله خود

باز احساس کنم…

دوستی بسته پیچیده به روبان ها نیست

که کسی روز تولد به کسی هدیه کند

من تمامیت خود را در سفره چرمینی خواهم پیچید

و شبی در چارسوی باد رها خواهم کرد..

چه کسی میداند

شاید از برکه متروکی هم

صدفی صید شود…

من از دنیا اینو فهمیدم

 

من از دنیا اینو فهمیدم

ﺍﻭﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ میگﻔﺖ “ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻢ ” ، ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﻴﺪﻭﻧﺴﺖ! ﺍﻭﻧﻲ ﻛﻪ “ﻗﻮﻳﺘﺮ ” ﺑﻮﺩ، ﻛﻤﺘﺮ ﺯﻭﺭ ﻣﻴﮕﻔﺖ! ﺍﻭﻧﻲ ﻛﻪ ﺭﺍﺣﺖ ﺗﺮ ﻣﻴﮕﻔﺖ “ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻛﺮﺩﻡ” ، ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺴﺶ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺑﻮﺩ! ﺍﻭﻧﻲ که ﺻﺪﺍﺵ ﺁﺭﻭﻣﺘﺮ ﺑﻮﺩ، ﺣﺮﻓﺎﺵ ﺑﺎ ﻧﻔﻮﺫﺗﺮ ﺑﻮﺩ! ﺍﻭﻧﻲ ﻛﻪ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ، ﺑﻘﻴﻪ ﺭﻭ ﻭﺍﻗﻌﻲ ﺗﺮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺖ! ﺍﻭﻧﻲ ﻛﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ” ﻃﻨﺰ ” ﻣﻴﮕﻔﺖ، ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺟﺪﻱ ﺗﺮ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻴﻜﺮﺩ

من خدا را دارم

بادبادک

با آن که میداند

زندگی اش به نخی بند است
باز هم در آسمان میرقصدو میخندد….

 

بخند و نگران نباش

بدان که نخ زندگی،دردست خداست!!!!

زندگی باید کرد،

گاه بایک گل سرخ،

گاه بایک دل تنگ،

گاه باید رویید در پس یک باران،

گاه باید خندید بر غم بی پایان،

زندگی باور میخواهد،

آن هم از جنس امید،

هرکجا خسته شدی یا که پر غصه شدی!!!

هر کجا غم داشتی!!!

تو بگو از ته دل،

“”””من خدا را دارم”””

انسان ها رو دوست دارم

انسان ها رو دوست دارم

ولی آدما رو بیشتر

همونایی که وقتی تو خیابون رد میشن

و چشمشون به یه ادم مستحق میخوره

بی تفاوت از کنارشون رد نمیشن

همونایی که تا اسم رفیق میاد

رفاقتشون و با کارشون جار میزنن

همونایی که میدونن شب سبک خوابیدن

چه حالی میده وقتی شامشون و با همسایشون

تقسیم میکنن

همونایی که بدون هیچ غروری

با زیر دستشون محکم دست میدن

و سلام و احوالپرسی میکنن

همونایی که تو یه جمع

وقتی دوستشون ضایع میشه

ناراحت میشن خجالت میکشنش

انگاری که خودشون ضایع شدن

همونایی که بدون هیچ چشم داشتی

دست یه نفر و میگیرن و از چاه درشون میارن

همونایی که حاضرن لباسشون و بدن

تا یه ادم تو سرما نلرزه

همونایی که پول ماشین انچنانی دارن

ولی نمیخرن تا مبادا همسایه موتور سوارشون حسرت بخوره

  همونایی که تا از کباب توی خونشون

به اطرافیانشون ندن خودشون یه لقمه هم نمیخورن

همونایی که ….

دلم برای همچین ادمایی تنگ شده

 میدانی خدای من؟ امشب که میخواهی رقم بزنی سرنوشت را, کاش توی این یک سال هرکس دلش رفتن خواست, دستت را بگیری سمتش, که خلاص شود از این دنیای لعنتی…

 

 کاش یک آدم خوبه ای, از آن ها که خدا به حرمت حرفشان زمین و زمان را به هم میدوزد, امشب دعا کند برای لحظه هایمان…

 

یه روز خوب میاد حتما; مگه نه؟؟..

 

 گاهی آدم دلش میخواهد بنشیند گوشه ی اتاقش, پاها را جمع کند درون بغل, و مثل بچه های تخس با لجبازی بگوید;: تا همه چیز آنطور که میخواهم نشود, من بازی نمیکنم..
بعد قهر کند با دنیا.. با آدم ها….

 

 بذا بازم بگیم بی خیال, همه چی آرومه, من چقد خوشحالم!!
همه چی عالیه, خوش میگذره با اینکه جیب من خالیه!!

 

اینم از کمک کردن ما :)

دیروز با یکی از دوستام رفته بودیم بیرون دیدم

یه پیر مردی داره یه جعبه سنگین رو از داخل خونه میبره توی گاراژ خونه

به دوستم گفتم بریم کمکش کنیم ثواب داره

اقا چشمتون روز بد نبینه نزدیک دوساعت فقط جمع کردیم و گذاشتیم توی کارتون بردیم توی گاراژ 🙂

الانم که فکرش میکنم کمرم  درد میگیره :))

 

 

نقطه چین

نقطه چینها همیشه حرفهای نگفته اند .اعترافهای نکرده درست مثل سکوت .

پشت همین سه تا نقطه بی قابلیت می تواند یک عالمه حرف خوب باشد .یک عالمه انرژی مثبت .می تواند لبی را آنقدر بخنداند تا چشمی را از شدت شادی تر کند .انگار که انتظار داشته باشی بجای نقطه چین نوشته شده باشد مراقب خودت باش یا دوستت دارم یا یک چیز قشنگتری .

می تواند هم یک عالمه ناسزا باشد حرفهای نگو رنجشهای زیاده از حد یا غرغر های بیشمار .

این نقطه چین های مرموز دوست داشتنی …