دوست داشتن

وقتی کسی  که دوسش داری ، از دست میدی

هیچ چیز نمیتونه درد از دست دادنش رو ،از بین ببره

این درد همیشه باهاتونه

تا آخر عمر

حالاهرچقد که طول بکشه 

 بهترین چیزی که میتونین بهش امیدوار باشین 

اینه که زخمتون شروع کنه به التیام یافتن 

ولی

هرچقد که قدرتمند باشیم 

هرچقدسخت تر مبارزه کنیم 

جای زخم باهامونه 

______________________________

پ.ن:

توی زندگی تعداد سالهایی که عمر میکنیم مهم نیست 

   مهم اون لحظه های شاد و غمگین که میان و میرن

و هیچ وقت نمیدونیم چطور ، کجا و کی اتفاق میافتن

قدر لحظات زندگیتون رو بدونین 

رضا سبزی پور

سیاستمدار

وقتی میگن سیاست همش هم این نیست که راجع به حکومت و جریانای سیاسی صحبت بشه .یه وقتایی منظور عملکرد موفقیت آمیز آدماس.آدمایی که همچین نرم نرم آهسته آهسته میان میشینن تو دل آدم و وقتی چشم باز میکنی می بینی حسابی تو دلت جای خودشونو باز کردن .ادمایی که یه وقتا جوابتو با سکوت میدن ، یه وقتایی با یه لبخند ، یه وقتایی هم ساعتها باهات حرف می زنن. اونا کارشونو خوب بلدن میدونن کجا وقتشه که کل احساسشونو بروز بدن کجا باید جلوی زبونشونو بگیرن ، کجا باید پاشن برن و دیگه اونجا نباشن .نه اینکه خودشون نباشن .نه اینکه چاپلوس باشن .نه اینکه هنرپیشه باشن فیلم بازی کنن .نه .اتفاقا بر عکس خود خودشونن .فقط چیزی که هست بلدن این خود خودشونو کجا بروز بدن.

چه میشه کرد ؟خب همه اینجوری نیستن .بعضی ها زیادی خودشونن.بعضی ها زیادی از خودشون فاصله دارن.بعضی ها هم که کلا نمی دونن چی باید باشن ، چی هستن ، چکار باید بکنن، چکار نباید بکنن، کجا باید حرف بزنن، کجا باید خفه خون بگیرن .اینا فقط میدونن که هستن.

love

love

به کودکی گفتند :عشق چیست؟
گفت : بازی
به نوجوانی گفتند : عشق چیست؟
گفت : رفیق بازی
 به جوانی گفتند : عشق چیست؟
گفت : پول و ثروت
 به پیرمردی گفتند : عشق چیست؟
گفت :عمر
 به عاشقی گفتند : عشق چیست؟
چیزی نگفت آهی کشید و سخت گریست
 به گل گفتم: عشق چیست؟
گفت : از من خوشبو تره
 به پروانه گفتم: عشق چیست؟
گفت :از من زیبا تره
 به شب گفتم عشق چیست؟
گفت: از من سوزنده تره
 به عشق گفتم تو آخر چه هستی ؟؟؟
گفت نگاهی بیش نیستم

اگر در کاسه چشمم نشینی میبینی که نگاهم به توست ای عشق زیبای من

یادم باشه …

– چقدر باید یادم باشه .
– چقدر چیزهای زیادی باید یادم باشه .
– باید یادم باشه درد دل نکنم .
– باید یادم باشه سرم رو محکم ببندم تا سرم نشکنه از خوردن درد دل ها تو سرم .
– باید یادم باشه خنده کنم به همه .
– باید یادم باشه ناراحت نشم از نامردمی آدهای دور برم .
– باید یادم باشه پیش کسی اشک نریزم .
– باید یادم باشه صیغه ی محرمیتم رو با آغوش همه باطل کنم .
– باید یادم باشه خون دل خوردن بهتراز سبک شدن و حرف زدن با کسیه که موقع بحران دهن باز میکنه .
– باید یادم باشه دل ندم به هیچ دلی .
– باید یادم باشه همه ی آدمها تا وقتی باهات هستند که نیازی بهشون نداری .

یادم باشه تیتر کنم تمام این یادم باشه ها رو

خدایم

خدایم

من که از کوی تو بیرون نرود پای خیالم

چه برانی

 چه بخوانی

 چه به اوجم برسانی

 چه به خاکم بکشانی

 من نه آنم که برنجم

نه تو آنی که برانی

میخواهم بردارم خودم را از یک جای بلندی پرت کنم پایین

میخواهم بردارم خودم را از یک جای بلندی پرت کنم پایین، بعد که کله ام قشنگ خورد به سنگ و صخره و فُلان و قشنگ حالی اش شد که یک مَن ماست تا چه حدود میتواند کره داشته باشد، بردارم خودم را بیاورم بنشانم روی همین صندلی تا به ادامه ی زندگی مشغول شود.

این وسط اگر بر اثر برخورد سرمان به این چیزها کوتاه شد دستمان از دار دنیا چه؟

هیچ، آدم خوبی بودیم، خدا بیامرزدمان!

بله بله؛ در همین حد.

زندگی یعنی

فکر کن در یک غروب اول اسفند کسی را که

دوستش

داری، ناگهان در میان کافه ای دنج پیدا

کنی و با او یک

فنجان چای بهار نارنج بنوشی. یا روی صفحه تلفن

همراهت چهره ی مادرت ظاهر شود و

صدایش آرامت کند که “کجایی

مادر؟ شام خوردی؟” زندگی همین است.

دیدن یک فیلم

خوب در سینما و ساعت ها بحث با

کسانی که از جنس

تو اند. زندگی یعنی سفر، یعنی بستن یک

چمدان با ذوق،

یعنی کاسه ی آبی که پشت سرت می

ریزند.

زندگی یعنی یک جمع دوستانه که بعد از سال

ها به هم

رسیده اند و انگار هنوز سرشار اند از حس

نوجوانی گم

شده.

زندگی یعنی زنگ در را که میزنی مادرت در را

باز کند و با آن

چهره خسته اما مهربان، سلامت را جواب

بگوید.

زندگی یعنی برادرت، خواهرت، صدایت کند تا برایت چیزی را

تعریف کند که تا به حال به کسی نگفته.

زندگی یعنی شب

که به خانه برمیگردی یک نفر دیگر در خانه

باشد تا چای داغ

را کنارش سر بکشی و به این فکر کنی

که تا سال جدید

فقط چند روز باقی مانده..!!

 

تولدم مبارک :)

تولدم مبارک

درود بر شما

امروز،  زیباترین روز زندگی ام است.

خداوند ، از روی لطفش مرا آفرید.

روح را در پیکرم جاری ساخت و قامتم را بر روی خاک استوار گردانید.

قدمهایم را بر خاک ایران زمین به ترنم پرواز کشانید.

من مانده ام از اینهمه لطف و مهرش ،

روزی که او را خواهم دید ، چگونه سپاسش گویم ؟

آموخته ام که باید همانند خداوند ، خورشید وار ،

نور بریزم به جام جان خسته ی هرآنکس

 که رویش را حتی از خورشید برگردانیده است.

با تمام قدرتم ، زندگی ام را در مسیر تابش نور ،

به روی انسانها ادامه میدهم.

این ، آغازی است برای تحولی عظیم ، در تاریخ جهانیان.

دوستتان دارم انسانهای نازنین…

آخ، امیر کوچولو!

آخ، امیر کوچولو! این جوری بود که من کَم کَمَک از زندگیِ محدود و دل‌گیر تو سر درآوردم. تا مدت‌ها تنها سرگرمیِ تو تماشای زیباییِ غروب آفتاب بوده. به این نکته‌ی تازه صبح روز چهارم بود که پی بردم؛ یعنی وقتی که به من گفتی:

– غروب آفتاب را خیلی دوست دارم. برویم فرورفتن آفتاب را تماشا کنیم…
– هوم، حالاها باید صبر کنی…
– واسه چی صبر کنم؟
– صبر کنی که آفتاب غروب کند.

اول سخت حیرت کردی بعد از خودت خنده‌ات گرفت و برگشتی به من گفتی:
– همه‌اش خیال می‌کنم تو اخترکِ خودمم!
– راستش موقعی که تو آمریکا ظهر باشد همه می‌دانند تو فرانسه تازه آفتاب دارد غروب می‌کند. کافی است آدم بتواند در یک دقیقه خودش را برساند به فرانسه تا بتواند غروب آفتاب را تماشا کند. متاسفانه فرانسه کجا این‌جا کجا! اما رو اخترک تو که به آن کوچکی است همین‌قدر که چند قدمی صندلیت را جلو بکشی می‌توانی هرقدر دلت خواست غروب تماشا کنی.
– یک روز چهل و سه بار غروب آفتاب را تماشا کردم!
و کمی بعد گفت:
– خودت که می‌دانی… وقتی آدم خیلی دلش گرفته باشد از تماشای غروب لذت می‌برد.
– پس خدا می‌داند آن روز چهل و سه غروبه چه‌قدر دلت گرفته بوده.

اما مسافر کوچولو جوابم را نداد.

عکسهای دسته جمعی

عکسهای دسته جمعی را خیلی دوست دارم .هماتها که آخر جشن تولدها و و مراسم خاص همه یکجا جمع می شوند دست گردن هم می اندازند شیطان تر ها روی کله بغل دستیشان شاخ می گذارند .چاقتر ها پشت سر لاغرتر ها پنهان میشوند قد بلندها با آنکه نمی خواهند عقب صف می ایستند و آنها که ایستاده در کادر قرار ندارند می نشینند.آدمهای عکسهای گروهی به هم مهربانترند انگار بین زن و مردشان هم کمتر فاصله هست .من عاشق این عکسهای دسته جمعی هستم مخصوصن وقتی چند سال می گذرد و به یک عکس دسته جمعی نگاه می کنم توی چهره هر کدام از آدمهایش یک داستان شنیدنی می بینم .

20130419_184517

20130419_185931

جمعه، ۳۰ فروردین ۱۳۹۲