میدانی خدای من؟ امشب که میخواهی رقم بزنی سرنوشت را, کاش توی این یک سال هرکس دلش رفتن خواست, دستت را بگیری سمتش, که خلاص شود از این دنیای لعنتی…

 

 کاش یک آدم خوبه ای, از آن ها که خدا به حرمت حرفشان زمین و زمان را به هم میدوزد, امشب دعا کند برای لحظه هایمان…

 

یه روز خوب میاد حتما; مگه نه؟؟..

 

 گاهی آدم دلش میخواهد بنشیند گوشه ی اتاقش, پاها را جمع کند درون بغل, و مثل بچه های تخس با لجبازی بگوید;: تا همه چیز آنطور که میخواهم نشود, من بازی نمیکنم..
بعد قهر کند با دنیا.. با آدم ها….

 

 بذا بازم بگیم بی خیال, همه چی آرومه, من چقد خوشحالم!!
همه چی عالیه, خوش میگذره با اینکه جیب من خالیه!!

 

نظرات بسته است.